السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )

93

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى )

على و طلحه و زبير و معاويه و عمروعاص و پيروان آنها را تكفير كردند ، و سپس تكفيرشان همه مسلمانان را فرا گرفت و خود را « شُراة » يعنى خوارج ناميدند و قرن‌هاى متمادى شمشيرها را بر دوش نهاده و مسلمانان را مىكشتند و كشته مىشدند . « 1 » و چه راست گفت رسول خدا ( ص ) آنگاه كه از « خوارج » خبر داد و فرمود : « مسلمانان را مىكشند و بت پرستان را رها مىكنند . اگر آنها را دريابم همانند قوم عاد نابودشان مىكنم . » . « 2 » و در حديث ديگرى است كه : « همانند قوم ثمود نابودشان مىكنم . » . « 3 » پاسخ مخالفين آنها در اين دو مسئله مخالفان آنها و اينها در پاسخ گويند : « برخى آيات قرآن برخى آيات ديگر را تفسير مىكند ، و اگر در قرآن آمده است كه : « إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ * » : « حكم تنها از آن خداست » اين آيه نيز آمده است كه :

--> ( 1 ) - مراجعه كنيد : اخبار صفين و اخبار خوارج در تاريخ طبرى ، ابن‌اثير و ابن‌كثير و ديگر كتب تاريخى . ( 2 ) - و اين در زمانى بود كه پسر عموى رسول خداص على ( ع ) از يمن پيمانه‌اى طلا براى پيامبر ( ص ) فرستاد و او آن را در بين چهار نفر از مؤلفه قلوب تقسيم نمود . قريش و انصار خشمگين شدند و گفتند : آن را به بزرگان نجد مىدهد و ما را رها مىكند ! پيامبر فرمود : دلهايشان را به دست مىآورم . در اين هنگام مردى سر تراشيده پيش آمد . . . و گفت : يا محمد ! از خدا بترس ! پيامبر فرمود : اگر من خدا را نافرمانى كنم ديگر چه كسى او را اطاعت مىكند ؟ آيا او مرا امين اهل زمين قرار داده و شما امينم نمىدانيد ؟ ! و چون بازگشت پيامبر ( ص ) فرمود : « از همتايان اين گروهى هستند كه قرآن را مىخوانند ولى از حنجره هايشان فراتر نمىرود ؛ همانند تيرى كه از كمان مىجهد از اسلام خارج مىشوند و اسلاميان را مىكشند . . . » صحيح بخارى ، كتاب التوحيد ج 4 ص 188 و صحيح مسلم ، كتاب الزكاة ص 741 حديث 143 . ( 3 ) - صحيح مسلم ، كتاب الزكاة ، باب ذكر الخوارج و صفاتهم حديث 143 - 146 .